عاشقانه ها

عاشقانه ها

عاشق گمشده

حرف دل

من دست خالي آمدم ، دست من و دامان تو

 

سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

 

تو هر چه خوبي من بدم ، بيهوده بر هر در زدم

 

آخر به اين در آمدم ،باشم كنار خوان تو

 

من از هر دررانده ام ، من رانده ي وامانده ام

 

يا خوانده يا نا خوانده ام ،اكنون منم مهمان تو

 

پاي من از ره خسته شد، بال و پرم بشكسته شد

 

هر در به رويم بسته شد، جز درگه احسان تو

 

گفتم منم در مي زنم ،گفتي به تو سر مي زنم

 

من هم مكرر مي زنم ،كو عهد و كو پيمان تو؟

 

سوي تو رو آورده ام، اي خم سبو آورده ام

 

من آبرو آورده ام، كو لطف بي پايان تو؟

 

حال من گوشه نشين، با گوشه ي چشمي ببين

 

جز سايه ي پر مهرتان، جايي ندارم جان تو

 

من خدمتي ننموده ام، دانم بسي آلوده ام

 

اما به عمري بوده ام، چون خار در بوستان تو 


ادامه مطلب

۷ آبان ۱۳۸۸ | نظرات (0)

چرا

WwW.Bo2Eshgh.parsfa.CoM

 

شيشه اي مي شكند

 

يك نفر مي پرسد

 

چرا شيشه شكست؟

 

مادر مي گويد :

 

شايد اين رفع بلاست

 

يك نفر زمزمه كرد

 

باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد

 

شيشه ي پنجره را زود شكست

 

كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست

 

عابري خنده كنان مي آمد

 

تكه اي از آن را برمي داشت

 

مرهمي بر دل تنگم مي شد

 

اما امشب ديدم

 

هيچ كس هيچ نگفت

 

غصه ام را نشنيد

 

از خودم مي پرسم

 

آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟

 

دل سخت شكست

 

اما . . .

 

هيچ كس هيچ نگفت

 

و نپرسيد  . . .!!!

 

چرا!!!!!!


ادامه مطلب

۳ آبان ۱۳۸۸ | نظرات (0)

مي روم

ميروي و من فقط نگاهت ميكنم تعجب نكن كه چرا گريه نميكنم بي تو،

 يك عمر فرصت براي گريستن دارم ،  اما براي تماشاي تو

همين يك لحظه باقي است

و شايد همين يك لحظه اجازه زيستن در چشمان تو را داشته باشم


ادامه مطلب

۳ آبان ۱۳۸۸ | نظرات (2)

[ ۱ ]


موضوعي ثبت نشده است

موضوعات

آرشيو مطالب

کل مطالب

گوگل مپ

آخرین مطالب

حرف دل

چرا

مي روم

آرشيو مطالب

آبان ۱۳۸۸